تدوین برنامه استراتژیک


امروزه بیش از هر زمان دیگری سازمان ها در معرض تهدید قرار دارند و تغییرات محیط بیرونی بسیار سریع درحال شکل گیری است. از این رو مدیریت استراتژیک بهترین ابزار برای سازمان هایی است که درصدد هستند بدون تسلیم شدن در برابر تغییر، حضوری آگاهانه در بازار داشته باشند. شناسایی نقاط قوت و ضعف داخلی فرصت ها و تهدیدهای بیرونی به سازمان ها این امکان را می دهد که با تجزیه و تحلیل مناسب شرایطی مطلوب برای ادامه حیات خود ترسیم کنند. دیوید مديريت استراتژيك را اين گونه تعريف كرده است: مديريت استراتژيك، هنر وعلم تدوين، اجرا وارزيابي تصميمات همه جانبه به منظور توانمندسازي سازمان دردستيابي به اهداف اساسي موردنظر است. استراتژی کسب و کار جزئی از طرح کسب و کار است که با توجه به تمام مستندات مندرج در طرح کسب و کار مشخص میکند بهترین راهبرد یا استراتژی و برنامه بازاریابی برای یک شرکت در مدت زمان مشخص چیست. به این صورت کسب و کارها برنامه های اجرایی خود را براساس استراتژی های مارکتینگ، هدف برند، بودجه در دسترس، و هرآن چیز دیگری که ممکن است تاثیرگذار باشند مشخص میکنند.

تدیون استراتژِیبر همین اساس می توان گفت تدوین استراتژی نیاز حیاتی هر کسب ‌و کاری محسوب می شود. هر شرکتی برای آغاز یک مسیر جدید و حرکت به سمت ناشناخته‌ها نیازمند نقشه‌ی راهی است که آن را استراتژی یا راهبرد می‌نامیم. استراتژی کسب و کار مشخص می کند، هدف از ایجاد یک کسب و کار چیست، این هدف چگونه محقق خواهد شد و از چه طریقی به درآمدزایی می رسد. البته در برنامه بازاریابی استراتژیک یک شرکت موارد دیگری هم ذکر خواهد شد، اما این عوامل ذکر شده اساس هر کسب و کاری را تشکیل می دهند و هیچ کسب و کاری بدون مشخص کردن آنها نمی تواند مدت زیادی در بازار دوام بیاورد. احتمالا اکثر افراد که در کسب و کارهای کوچکی فعالیت دارند و یا کارآفرین هستند با طرح کسب و کار آشنایی دارند، شاید حتی دغدغه نوشتن آنرا برای کسب و کارشان داشته باشند و نهایتا برای نوشتن آن از مشاوران متخصص در این امر کمک بگیرند. طرح کسب و کار به منزله زیرساخت های یک کسب و کار است، وجودش سبب ثبات و دوام کسب و کار میشود و عدم وجودش هم منجر به آن میشود که در مواقع بحرانی کسب و کارها مسیر خود را گم کنند و حتی با شکست مواجه شوند. بنابر تحقيقات انجام شده سازمان هايي که هدف های دراز مدت خود را مشخص کرده و استراتژی ويژه ای برای دستيابی به آنها تدوين می کنند ، در مقايسه با سازمان هايي که بدون تعيين هدف های دراز مدت و يا بدون استراتژی خاصی مشغول به کارند ، دارای ارزيابی های مالی بهتر و در نتيجه بسيار موفقتر و از رشد بيشتری برخوردارند .

مدیران ارشد بسیاری از شرکت­‌ها و سازمان‌­ها، وقت، انرژی و منابع مالی قابل توجهی را صرف تدوین استراتژی و تعیین راهبردهای اساسی سازمان خود می­‌کنند ولی اکثر آنها از عدم اجرای مطلوب استراتژی های خود سخن می­‌گویند. در اوایل سالهای 1980، تحقیقی توسط مشاوران مدیریت نشان داد که کمتر از ده درصد از استراتژی هایی که بطور مؤثر فرموله شده­‌اند، با موفقیت پیاده شده‌­اند. در سال 1999 مجله Fortune طی مقاله­ای ادعا کرد که 70 درصد دلیل شکست مدیران ارشد اجرایی، نه به خاطر ضعف آنها در فرموله کردن استراتژی بلکه بدلیل عدم توفیق آنها در پیاده سازی استراتژی‌­هایشان بوده است. به عبارتی توانایی اجرای استراتژی می‌­تواند مهم تر از خود استراتژی باشد. یکی از مشکلات این است که استراتژی­‌ها در حال تغییرند ولی ابزارهای سنجش استراتژی­‌ها پا به پای آنها تغییر نکرده است.

محققان دلایل ناکامی سازمان­ها در اجرای استراتژی‌­هایشان را به چهار نوع محدودیت یا مانع نسبت داده­‌اند:

  1. موانع مربوط به عدم انتقال استراتژی؛ فقط 5% کارکنان استراتژی را می‌­فهمند.
  2. موانع مربوط به عدم همسویی کارکنان؛ فقط 25% مدیران منافع خود را در پیوند با اجرای استراتژی می‌­یابند.
  3. موانع مربوط به عدم تعهد مدیریت؛ 85% مدیران ارشد کمتر از یک ساعت از وقت خود را در ماه به بحث پیرامون استراتژی اختصاص می­‌دهند.
  4. موانع مربوط به عدم تخصیص منابع؛ فقط 40% سازمان­ها بودجه خود را به استراتژی اتصال می­دهند.

انتخاب و بهره گیری از یک مدل جامع ارزیابی استراتژیک كمك مي كند تا از ارتباطات علت و معلولي در مفروضاتي كه براساس آنها استراتژي بنا شده است، حصول اطمينان شود و همه توان و نيروي سازمان در راستاي تحقق استراتژي همسو گردد.

رويكرد مديريت استراتژيك بر مبناي تعامل مديران در همه سطوح سازماني و كسب و كار تاكيد نموده و نتايج رفتاري مشخصي را به همراه دارد كه مشخصه نظام تصميم گيري مشاركتي است به همين علت بررسي تشخيص و ارزيابي دقيق تاثير فرموله كردن استراتژي بر عملكرد سازمان و يا كسب و كار اغلب نيازمند مجموعه اي از معيارهاي مالي و غيره مي باشد كه اثربخشي مديران را مورد ارزيابي قرار مي دهند.

تدوین برنامه استراتژیک دستاوردها و نتایج شگرف و متعددی دارد که موجب چارچوب دهی عملکرد سازمان در راستای تحقق اهداف  شده و  منافع ویژه ای را برای آن تأمین خواهد کرد:

منافع تدوین برنامه استراتژیک برای سازمان

  • همسوسازی عناصر سازمانی با استراتژی ها
  • تسریع رشد و بهبود سودآوری
  • منافع تدوین استراتژیبهبود مستمر عملکرد سازمان
  • شفاف سازی عملکرد حوزه ها و واحدها
  • ایجاد چارچوب برای بودجه بندی طرح های کوتاه مدت
  • ایجاد هماهنگی بهتر در فعالیت های داخلی و توسعه ارتباطات بهتر سازمانی
  • تدوین وتوسعه ی مبنایی جامع وقابل دفاع برای تصمیم گیری
  • ارتقا عملکرد مالی سازمان
  • امکان شناسایی، اولویت بندی و بهره گیری از فرصتها
  • فایق آمدن بر نوسانات محیط داخلی و خارجی

منافع تدوین برنامه استراتژیک برای مدیران سازمان

  • کنترل طرح، پروژه ها و برنامه های عملیاتی سازمان
  • تبدیل اهداف استراتژیک به اهداف کمی و بررسی تحقق آن ها
  • تخصیص منابع مورد نیاز و کاهش هزینه های اضافی
  • امکان تخصیص مؤثر زمان و منابع به فرصت‌های شناسایی شده
  • بازنگری و ممیزی فعالیت های جاری به منظور تعدیل واصلاح احتمالی آن ها در راستای نیل به اهداف
  • آگاهی از تغییرات محیطی با هدف سازگاری بهتر با آن
  • اتخاذ تصمیمات امروز، در پرتو نتایج وبازتاب های آینده تصمیمات
  • ارائه درک روشن ­تر از سازمان

 

 

لطفاً جهت دریافت شرح خدمات و برنامه اجرایی شرکت یسنا پارس جهت تدوین برنامه استراتژیک در سازمان شما، پرسشنامه ذیل را تکمیل و از طریق ایمیل info@yesnapars.com یا نمابر 36088832-051 ارسال نمایید.
 

دانلود فایل پرسشنامه درخواست تدوین برنامه استراتژیک

در گاهنامه ما شرکت کنید


پیغام شما با موفقیت ارسال شد

لطفا ایمیل را وارد کنید